الملا فتح الله الكاشاني

158

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

چون روز قيامت شود حق تعالى على بن ابى طالب عليه السّلام را چندان قوت دهد كه قوت جبرئيل و چندان نور دهد كه نور آدم و چندان آواز دهد كه آواز داود و خطيب اهل بهشت باشد و بعد از آن ميفرمايد كه * ( رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ) * منصوب است بر مدح يا باضمار ( رسلنا ) و يا بر حال و آن موطى ما بعد خود است كقولك ( مررت بزيد رجلا صالحا ) يعنى فرستاديم رسولان را در حالتى كه مژده دهندگان بودند مر اهل ايمان را و بيم كنندگان مر كافران و منافقان را * ( لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ ) * تا نباشد مردمان را * ( عَلَى اللَّه حُجَّةٌ ) * بر خدا حجتى * ( بَعْدَ الرُّسُلِ ) * پس از فرستادن فرستادگان يعنى نگويند كه ما را پيغمبرى نبود كه بايمان دعوت كند و از شرك باز دارد و در اين تنبيه است بر آنكه بعث انبيا بمردمان ضرورى است به جهت قصور همت ايشان از ادراك جزئيات مصالح و قصور اكثر ايشان از ادراك كليات آن و لام متعلق است ( بارسلنا ) يا بقوله * ( مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ) * و حجة اسم كان است و خبر آن * ( لِلنَّاسِ ) * و * ( عَلَى اللَّه ) * حال و يا خبر * ( عَلَى اللَّه ) * است و للناس حال و نميتواند بود كه متعلق بحجت باشد زيرا كه حجت مصدر است در ما قبل خود عمل نميتواند كرد و بعد ظرف حجت است يا صفت آن * ( وَكانَ اللَّه عَزِيزاً ) * و هست خدا غالب در آنچه خواست از فرستادن رسل * ( حَكِيماً ) * محكم كار در آنچه تدبير كرد از امر نبوت و رعايت حكمت در اختصاص هر پيغمبرى بنوعى از وحى و اعجاز آورده‌اند كه از رؤساى يهود جمعى بمجلس حضرت درآمدند سيد انبيا ( ص ) فرمود كه به خدا كه شما ميدانيد كه من پيغمبر خدايم گفتند ما نميدانيم و هيچ گواهى در اين باب در نزد ما نيست آيه آمد كه ايشان گواهى نميدهند * ( لكِنِ اللَّه يَشْهَدُ ) * و ليكن خدا گواهى ميدهد و تبيين و تقرير نبوت تو مىكند * ( بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ ) * به آنچه فرستاده است به تو كه قرآن است كه معجزيست روشن و دلالتى هويدا بر نبوت تو در انوار گفته كه قوله و لكن اللَّه استدراكست از مفهوم ما قبل آن پس گوئيا چون تعنت كردند بر آن حضرت بسؤال كتابى كه بر ايشان نازل سازد و حق تعالى احتجاج آورد بر ايشان بقوله إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ بعد از آن فرمود كه ( انهم لا يشهدون و لكن اللَّه يشهد و انهم نكروه و لكن اللَّه يبينه و يقرره ) و قوله * ( أَنْزَلَه بِعِلْمِه ) * جملهء مستأنفه است براى بيان حال قرآن و جار و مجرور در محل نصب است بر حاليه أي ( متلبسا بعلمه الخاص ) يعنى فرو فرستاد قرآن را در حالتى كه متلبس بود بعلمى كه خاص بود به او و آن علم او بود بتأليف آن بر نظمى كه هر بليغ را عاجز سازد از آوردن مثل آن و يا علم او به حال كسى كه مستعد نبوت است و مستأهل نزول قرآن بر او و يا بعلم آنكه مردمان در معاش و معاد خود به آن محتاجند